مدح و مرثیۀ امام حسن مجتبی علیهالسلام
دلی که غـرق نگـاه محبت حـسن است همیشه شعلهور از داغِ غربتِ حسن است غریب اوست که حتی به خانهاش تنهاست بقیع، جلوهای از این حکایت حسن است پس از علی که امیر است و قافلهسالار ردای سبز امامت به قامت حسن است هنوز هم درِ بیتُ الـولایـهاش باز است گشوده سفرۀ لطف و کرامت حسن است نَفَس نَفَـس غـم خود را به او توسل کن امـید، غـنچـۀ بـاغ عـنـایت حسن است نمیزند به خـدا دست رد به سـیـنـۀ تو دعای خستهدلان در اجابت حسن است فقط به صلح، حسن را شناختن ظلم است جـمل، شکـوه بلـند شهامت حسن است مسیر کـرببلا را چه خوب تعـیین کرد تمام راه، نـشان و عـلامت حسن است حدیث کوچه و سیلی و تازیانه، (کمیل) نبود روضۀ مادر، مصیبت حسن است |